::گفتمان و اندیشه:: http://marysheet.mihanblog.com 2009-01-04T15:31:16+01:00 text/html 2006-11-22T18:11:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی گپ و گفتی دوباره با دوستان http://marysheet.mihanblog.com/post/11 <p style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: center" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="font-size: 11pt; font-family: Tahoma"><font size="2">به نام خداوند جان و خرد</font></span></p><p>&nbsp;</p><p style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: center" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="font-size: 11pt; font-family: Tahoma"><font size="2">کز این برتر اندیشه بر نگذرد</font></span></p><p>&nbsp;</p><p style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: center" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="font-size: 11pt; font-family: Tahoma"><font size="2">خداوند نام و خداوند جای</font></span></p><p>&nbsp;</p><p style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: center" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="font-size: 11pt; font-family: Tahoma"><font size="2">خداوند روزی ده و رهنمای</font></span></p><p>&nbsp;</p><p style="margin: 0in 0in 0pt; text-align: justify" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="font-size: 11pt; font-family: Tahoma"><font size="2">در مطلب پیشین خود پیرو نظرات تنی چند از دوستان بحثهایی را پیش کشیدم که ابعاد مختلفی را در بر می گرفت و پوشش می داد از این رو هر یک از مخاطبین عزیز نظراتی را به بنده مبذول داشته اند که برخی دقیق و چند وجهی بوده و برخی یک وجهی چنانکه در این نظرات تنها به یکی از ابعاد مورد بحث توجه شده بود و دیگر ابعاد مسکوت باقی مانده بودند که این همان حکایت معروف فیل (نوشته های من) و اتاق تاریک (اینترنت) است که هر کس جزئی از فیل را درک می کند و جزء را کل می پندارد و از شناخت دیگر اجزاء بلکه از شناخت کل فیل غافل می شود هر چند که نمی توان استنباط و نظر این دسته را مطلقا نادرست خواند و نادیده گرفت و بدان بی توجه بود اما شوربختانه تر آنکه برخی دیگر در حالی نظرات خود را مطرح می کنند که ذره ای از صحبتهای مرا در نیافته اند و گاها حتی قصدی جز تخریب و توهین را دنبال نمی کنند با این حال تصمیم گرفتم ابعادی را که دوستان در بحث گذشته از آن برداشت نامناسب و تعبیر منفی داشته اند باری دیگر مورد بررسی قرار دهم و بعضی از سوالات دوستان را پاسخگو باشم و برخی از نظرات ایشان را تجزیه و تحلیل کنم که همچون همیشه سنجش و تفسیر مطالب را به عهده ی مخاطبین اهل تفکر و روشنفکر و متخصص این وبلاگ می گذارم چرا که خود را نه تنها متخصص ندانسته و نمی دانم و نخواهم دانست بلکه همیشه شاگردی هستم که تفکر را مایه ی تخصص دانسته ام نه تخصص را سرمایه ای برای تفکر و گواه مدعایم تک، تک آیات قرآنیست که همواره بشریت را به تفکر و تدبر تشویق و دعوت می نماید اما بگذارید بپردازیم به یکی از جملاتی که مورد بی مهری و بد فهمی بعضی از مخاطبین قرار گرفت و برداشت های غیر منطقی و نا متعارف فراوانی از آن شد در آنجا که پیرو نظر دوست و خواننده ی محترم وبلاگ امیر عزیز نوشته بودم : &quot;اما مشکل ما در باب تفکر اسلامی محدودیتهاییست که یقین داریم این دین به ما تحمیل می کند و یا آزادیهاییست که یقین داریم این دین از ما سلب می کند که این دیدگاه از عدم شناخت صحیح دین<span> </span>ناشی می شود اما اگر نیک اندیشیده شود اکثر قریب به اتفاق این دو مصونیت هایی حتی از لحاظ علمی به اثبات رسیده هستند که از آسیب ها و مشکلات جدی اجتماعی، حقوقی، روانی، جسمی، روحی، خانوادگی و غیره ی بعدی قطعا پیشگیری نموده و جلوگیری می کنند&quot; که دسته ای آمدند و این جملات را بر علیه اسلام گرفتند و دسته ای دیگر گفتند چرا از اسلام دفاع می کنی که اسلام چنین است و چنان است و خلاصه هر کسی از ظن خود شد یار من و در کمال تأسف عمق مطلب را در ظن خود بلعید و هضم کرد و از درون من نجست اسرار من در صورتیکه منظور بنده آن بود که مشکلی که برخی از ما با دین اسلام داریم این است که صلاحیت احکام و قوانین شرع اسلام را بدون داشتن شناخت عمیق و کافی از این دین و تنها با بسنده کردن به دیده ها و شنیده های پراکنده و مطالعات سطحی و یک جانبه ی خود و دیگران رد می کنیم و آنها را محدودیت و ممنوعیت و سلب آزادی تلقی می کنیم و سپس مطابق با همان نظرات و مطالعات پراکنده و غیر متمرکز و سطحی و یک جانبه ی خویش چنین حکم می کنیم که در دنیای امروز برای انجام احکام و قوانین اسلامی و در یک کلام دینداری دلایل علمی و عملی و معقولی وجود ندارد و بنابراین اسلام عملا کاربردی ندارد در حالیکه با شناخت صحیح احکام و قوانین اسلام و کاربرد درست و به جای آنها خواهیم<span> </span>دید که چگونه از بسیاری از آسیب های گوناگون اجتماعی، حقوقی، روانی، جسمی، روحی، خانوادگی و غیره ی بعدی مصون مانده و در زیر لوای اسلام و استفاده از نکات مثبت بلوکهای غرب و شرق و شمال و جنوب به آزادی دست یافته اگر مرادمان از آزادی آزادیهای یک دقیقه ای و بی بند و باری و بردگی جنسی نباشد.</font></span></p> text/html 2006-10-13T20:10:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی گپ و گفتی با دوستان http://marysheet.mihanblog.com/post/10 <p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center" align="center"><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">به نام خداوند جان و خرد</span></p><p /><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center" align="center"><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">بی مقدمه می رم سر اصل مطلب&gt;&gt;&gt;</span></p><p /><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">مطلب اول :</span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: maroon; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">امیر : سلام،بحث بسیار بزرگی را پیش کشیدی اما به نظر من باید بین دو نوع تفکر غربی و یا اسلامی یکی را برگزید.به نظرم بحثی را که داریم در برابرش مقاومت می کنیم هیچ راه دیگری جز انتخاب شیوه ی غربی نداریم.یا اینکه همان که هر دو جنس به سن بلوغ رسیدند با هم ازدواج کنند که (این هم) محال ممکن است.</span></p><p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: maroon; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"></span><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #339966; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">نظر من : من اینطور فکر می کنم که با مطالعه ی عمیق و هدفمند و منصفانه و بی طرفانه ی اندیشه هاست که می توان درست ترین آنها را انتخاب کرد و گزیده ترین آنها را برگزید خواه این اندیشه ها نشات گرفته از غرب باشند و خواه از شرق بر آمده باشند اما مسئله ی مهم آن است که این اندیشه هایی که بر پایه ی زمان و مکان خاص و بر اساس مشی فکری و متد فرهنگی خاص و در جهت سود فرد یا گروهی خاص و بر محور شرع و عرف و جغرافیا و تاریخ و تمدن و آداب و رسوم خاص بنیان نهاده می شوند آیا خواهند توانست بدون اعمال هیچگونه دستکاری و تغییر با خط مشی فکری و متد فرهنگی دیگر به طور کامل سازگار شده و شیوه ی مناسبی برای زندگی کسانی باشند که در موقعیت زمانی و مکانی دیگری با شرعی دیگر و عرفی دیگر و جغرافیایی دیگر و تمدنی دیگر و آداب و رسومی دیگر زندگی می کنند و آیا نباید این اندیشه ها را با یک سری معیارهای منطقی خاص آن منطقه ی خاص مطابقت داد تا کارآیی لازم را داشته باشند؟؟؟...و آیا با این تفاسیر می توان انتخاب شیوه ی غربی محض و صرف و خالص را چاره ی کار دانست در حالیکه تحقیق نشان داده و تجربه به اثبات رسانیده است و می دانیم که اکثر قریب به اتفاق اندیشه های غربی اندیشه هایی تک بعدی، افراط گرا، فرد محور، یک سو نگر، مادی مسلک و لیبرال جنسی و پول پرست اند که توانایی جبران کاستیهای انسان غربی را نیز دارا نبوده اند حال چه خواهد شد وقتی این اندیشه ها همچون طبیبی به مداوای انسان شرقی مشغول شوند؟؟؟!!!...اما مشکل ما در باب تفکر اسلامی محدودیتهاییست که یقین داریم این دین به ما تحمیل می کند و یا آزادیهاییست که یقین داریم این دین از ما سلب می کند که این دیدگاه از عدم شناخت صحیح دین ناشی می شود اما اگر نیک اندیشیده شود اکثر قریب به اتفاق این دو مصونیت هایی حتی از لحاظ علمی به اثبات رسیده هستند که از آسیب ها و مشکلات جدی اجتماعی، حقوقی، روانی، جسمی، روحی، خانوادگی و غیره ی بعدی قطعا پیشگیری نموده و جلوگیری می کنند.بررسی نظرتان در مورد ازدواج را هم به بحث ازدواج از سری بحث های دوستی، سکس، ازدواج که در آینده ای نه چندان دور آن را نیز با هم به بحث و گفتگو خواهیم نشست موکول خواهیم کرد.</span></p> text/html 2006-08-18T20:08:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی تأثیر گذاری تفاوتها در روابط جنسی و عاطفی http://marysheet.mihanblog.com/post/9 <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: center;" align="center"><span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: center;" align="center"><span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"><font size="2"><span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"><font size="2">به نام نقش بند صفحه ی خاک</font></span></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: center;" align="center"><span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"><font size="2"></font></span></p><span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"><div style="border-style: none none solid; border-color: -moz-use-text-color -moz-use-text-color windowtext; border-width: medium medium 1pt; padding: 0cm 0cm 1pt;"><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="border: medium none ; margin: 0cm 0cm 0pt; padding: 0cm; text-align: justify;" align="center"><span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"><font size="2"></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="border: medium none ; margin: 0cm 0cm 0pt; padding: 0cm; text-align: center;"><span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"><font size="2"><img src="http://images.quizfarm.com/1105935617both_male_female.jpg"><br></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="border: medium none ; margin: 0cm 0cm 0pt; padding: 0cm; text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"><font size="2">آنچه را که در این نوشته به بحث و بررسی و گفتگو خواهیم نشست آن است که ساختار جسمی، روحی و فکری زنان و مردان مشمول تفاوتهای بارز و غیر قابل انکاری است که دیدگاههای متفاوتی را پیرامون مسائل مختلف در آنها به وجود می آورد که البته عوامل تربیتی-محیطی نیز در به وجود آوردن این دیدگاهها نقش به سزایی داشته و بی تأثیر نیستند چرا که بسته به عوامل تربیتی-محیطی گاها ممکن است زنانی پرورش یابند با خصوصیاتی کاملا مردانه و همچنین مردانی پرورش یابند با خصوصیاتی کاملا زنانه که حالت فی ما بین این دو نیز غیر قابل تصور نیست یعنی ممکن است خصوصیات مرد یا زنی تلفیقی از خصوصیات موجود در هر دو جنس باشد و یا بنا بر طبیعت اولیه و عوامل تأثیر گذار ذکر شده ی ثانویه رفتار و خصوصیاتی مطابق با جنسیت خود بروز دهند که ما در اینجا به دلیل در اقلیت بودن دو گروه نخست مبنا را بر این پایه قرار می دهیم که به طور طبیعی زنان زنانه و مردان مردانه رفتار می کنند تا بتوانیم بحث را به صورتی ملموس تر دنبال نموده و ادامه داده و نتیجه گیری کنیم اما آنچه که در تفاوت این دیدگاهها مهم جلوه می کند تعریف و تفسیر و تعبیرات خاص و متفاوتیست که هر کدام از جنسیت ها اعم از زن و مرد بنا بر شرایط جنسی و تربیتی و محیطی خود از واژه های عشق و سکس و محبت و دوستی برداشت و درک و تلقی می کنند و نیز انتظارات متفاوتیست که این طرز تلقی ها در شکل گرفتن خواسته های جنسی و حتی روحی آنان به وجود می آورد که با شناخت دقیق و کامل این تفاوتها می توان از خیل کثیری از جدایی ها و مخاصمه ها و فرو پاش شدن روابط بین فردی و خانوادگی پیشگیری کرد و جلوگیری نمود چرا که بررسی هویت جنسی زن و مرد صرفا مطالعه ی دستگاه تناسلی و اجرای رفتار اجباری ناشی از آن نیست بلکه این نوع تفکرات است که عملکرد افراد را در هر جنبه ای تعیین و مشخص می کند زیرا قریب به اتفاق زنان بیشتر طالب رابطه ای رمانتیک و روحانی و غیرجنسی و سرشار از عشق و به قولی پاک و آرمان گرایانه و غیر واقع بینانه بوده و از آنجایی که عشق در زندگی زن اغلب نقش اول و اصلی را دارد و گاه چنان مسلط و غالب است که تمام زندگی یک زن وقف آن می شود به جرأت می توان گفت که یک زن به خاطر عشق و محبت است که تن به روابط جنسی نیز می دهد اما مردان طالب و خواهان رابطه ای هستند که یا صرفا میل گرسنه ی جنسی شان را سیر و ارضاء کند و یا به دنبال رابطه ای که تلفیقی از عشق به همراه لذت جنسی باشد که این بهترین نوع رابطه خواهی در مردان محسوب می شود چرا که عشق در مردان غالبا با سکس و مسائل جنسی وابستگی و پیوستگی تفکیک ناپذیر و تنگاتنگ دارد که این به آن دلیل نیست که قدرت جنسی زنان نسبت به مردان کمتر می باشد بلکه بدان علت است که بنابر شرایط خاص مذهبی-فرهنگی-تربیتی و دیدگاه سنتی و خاصی که در جامعه نسبت به جنس زن وجود دارد عوامل شرم، ترس، نفرت و اصول اخلاقی موانع جنسی هستند که در دختران زودتر و سریع تر از پسران رشد می کنند و پرورش می یابند که البته این درون گرایی زنان ناشی از طبیعت و سرشت ذاتی آنان نیست بلکه بیشتر به دلیل موقعیت اجتماعی و در واقع تبیعض ها و حقارت های وارده از طرف مردان بوده است هر چند که نمی توان به رضایت و خاموشی اکثریت زنان در قبال این ظلم بزرگ تاریخی خرده ای نگرفت و همچنین نباید فراموش کرد که عوامل متعدد و زیادی وجود دارند که می توانند این مسائل را تا حدود زیادی تحت الشعاع خود قرار دهند و در آخر با من همراه باشید تا با هم به تحلیل و بررسی و بر شماری انحرافات جنسی و ارتباط تمایلات جنسی با عشق و محبت بپردازیم.</font></span><span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"><font size="3">&nbsp;</font></span></p><p></p></div><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma;" lang="FA">توضیح واضحات : شاید برخی با مطالعه ی این مطلب و مقایسه ی آن با مطلب قبلی فیلسوفانه چنین نتیجه گیری کنند که در مطلب قبلی آنجا که بنده عرض نموده ام "</span><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma;" lang="AR-SA">زن یا مرد بودن هیچكدام از ما مهم نیست بلكه مهم آن است كه تا چه حد و اندازه ای انسانیت در ما رشد یافته " با گفته های فعلی ام تناقضی اساسی دارد اما باید بگویم که بین این گفته ها با گفته های قبلی ام هیچ پارادوکس و تضادی وجود ندارد چرا که از نظر من شأن انسان و <span style="">&nbsp;</span>انسانیت بالاتر و والاتر از هر مقام و جنسیتیست.</span></p></span> text/html 2006-07-12T02:07:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی دفاعیه http://marysheet.mihanblog.com/post/8 <p align="center"><font size="2">به نام خداوند جان آفرین</font></p><p align="center"><font size="2">حكیم سخن بر زبان آفرین</font></p><p align="justify"><font size="2">من باب اعتراض عده ای از دوستان عزیزم به دسته بندیهای اینجانب لازم دیدم كه مسائلی را نخست برای خودم و سپس برای مخاطبین مخالف و نیمه موافق و موافق مطالب گنجانده شده در وبلاگم شفاف و روشن سازم و از این روست كه بایستی به عرض دوستان عزیز معترض برسانم كه دسته بندیهای من بر این اساس تنظیم نشده تا با قضاوتهایی سطحی و نادرست و غیر عادلانه و یا حتی عمقی و درست و عادلانه تهمتی را به ناروا به دیگران نسبت دهم و دادگاهی را قاضی شوم و بدین طریق بار گناهم را هر چند كه در بساطم جز گناه نیست سنگین تر كنم اما از آنجا كه معتقد هستم سخن و گوینده ی سخن و عمل و كننده ی عمل یكی و یگانه اند و همچنین چون اعتقاد دارم هیچكس مگر آنكه كلاهبردار و بیمار و شیاد و بزدل و دغلباز باشد بر خلاف طرز تفكر، نوع بینش و عقاید خود سخنی به زبان نمی راند و عملی را انجام نمی دهد پس این دسته بندیها چندان هم بدبینانه و غیر منصفانه نیستند و قضاوتهایی هم كه در مورد افراد زیر مجموعه ی این دسته ها شده است و می شود همه بر اساس و منطبق با شخصیت و چهره ایست كه خود از خود به جای گذاشته و ترسیم كرده اند نه از آن دست از قضاوتهایی كه بنده ی حقیر با برداشتی آزادانه و سطحی و بدون تفكر و تعمق و مشورت و آنالیز و از روی احساسات و غرض ورزیها و كینه های شخصی و یا حتی بالعكس آن ها به رشته ی تحریر در آورده باشم و نیز در پاسخ دوست عزیزی كه در جنسیت من به عنوان یك زن شك نموده و اینطور كه از لحن گفتارشان پیداست یقین داشته اند كه من مرد هستم و فرموده بودند كه زن نبودنم كاملا مشخص است هم باید بگویم هر چند كه دوستان وبلاگنویس خاص و محدودی هستند كه مرا به طور كامل می شناسند و با من ارتباطی تنگاتنگ و نزدیك دارند و می توانند گواهی باشند بر صدق گفتارم و هر چند كه معتقدم زن یا مرد بودن هیچكدام از ما مهم نیست بلكه مهم آن است كه تا چه حد و اندازه ای انسانیت در ما رشد یافته با این حال از آنجا كه به مریم نام بودن و جنسیت خود به عنوان یك زن یقین كامل دارم مشكلی برای اثبات حقانیت خویش به شما ندارم و در پاسخ سخن دیگرتان هم كه فرموده بودید بنده خیلی از خودم تعریف كرده ام نیز باید به عرض برسانم كه اگر بنده در جایی از متون گنجانده شده در وبلاگم عقیده ام را بیان كرده ام و یا هدفم را برای مخاطبینم روشن ساخته ام آیا این ها در قاموس شما تعریف و تمجید از خود نامیده می شود؟؟؟...</font></p> text/html 2006-06-02T02:06:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی نقد و بررسی و پاسخ به نظرات دوستان http://marysheet.mihanblog.com/post/7 <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center" align="center"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="2">به نام یگانه وجود مونس هستی</font></span></p><p><font size="2"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="2">چندی پیش پیرامون برخی از لینكهای به ثبت رسیده، موضوعات در دست بررسی و نیز نحوه ی عملكردم در این وبلاگ با نظرات و انتقادات و نقدهایی از جانب دوستان روبه رو شدم كه باز مرا بر آن داشت تا در مقاله ای در حد توانم مفصل به این نقدها، نظرات و انتقادات پاسخگو باشم چرا كه پاسخگویی به این‌هاست كه می تواند رسالتم را فقط به عنوان یك انسان و نه به عنوان یك شارع دینی و یا حتی یك مفسر علمی در نظر مخاطبینم روشن و هویدا سازد چه اعتقاد دارم هر انسانی خود یك پیامبر است مأموریت یافته از جانب پروردگار خویش و از این روست كه هر كس با طرز بیان، نوع تفكر و نحوه ی عملكرد خود سرنوشت دیگران را نیز تحت الشعاع قرار می دهد پس اجازه دهید مجموع گفتارهای این دوستان را به چند گروه تقسیم و هر یك را با ذكر نمونه ای برای آن مورد بررسی موشكافانه و دقیق قرار دهیم:</font></span></p><p><font size="2"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="2">گروه اول-آنارشیست ها (هرج و مرج طلبان)</font></span></p><p><font size="2"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="2">گروه دوم-بهانه تراشان</font></span></p><p><font size="2"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="2">گروه سوم-فرامدرن ها</font></span></p><p><font size="2"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="2">گروه چهارم-متعصبان</font></span></p><p><font size="2"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="2">و گروه پنجم-خنثی ها</font></span></p><p><font size="2"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font size="2"></font></span></p> text/html 2006-05-13T05:05:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی سكس و مسائل جنسی ۱ http://marysheet.mihanblog.com/post/6 <p align="justify"><font size="2">در بخش‌های قبلی بحث خود به موضوع دوستی و روابط مابین دو جنس مخالف پرداخته و علت اصلی ناكامی این روابط را بررسی كردیم و نیز اشاره‌‌ ی كوتاه و مختصر و محدودی داشتیم به غرب‌گرایی و عوامل ایجاد آن كه پیرو مباحث فوق در این بخش به بحث درباره ی سكس و مسائل جنسی كه امروزه هدف و گرایش اصلی برقراری روابط مابین دو جنس مخالف است خواهیم پرداخت اما پیش از آنكه بحث خود را آغاز كنیم آنچه كه باید روشن شود این است كه لزوم پرداختن به چنین مسئله ای از باب ضرورت و حس وظیفه ایست كه احساس می شود و لذا لازم به تذكر است كه مخاطبان و خوانندگان گرامی این سری از مقالات می باید میان تلقی و نگرش علمی و دادن آگاهی مناسب و آموزش صحیح و برنامه ریزی شده با بی عفتی كلامی و بی بند و باری و هرج و مرج طلبی و آنارشیسم اخلاقی تفكیك و تفاوتی خاص قائل شوند و نیز امیدوارم با این اقدام خود هم گوشه ای از وظایف انسانی و شرعی خود را انجام داده و هم گامی هر چند كوچك در جهت سازندگی این مرز و بوم پر گهر برداشته باشم از این رو بحث خود را بی هیچ نقد اضافه ی دیگری اینگونه آغازگریم كه سكس و مسائل جنسی مفاهیمی بین المللی و جهانی هستند كه به هیچ عنوان در تفسیری واحد و تعبیری مطلق گنجانده نمی شوند چرا كه نوع نگرش و نحوه ی عملكرد در مورد این مفاهیم بر حسب دین و مذهب منتخب، فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی (عرف اجتماع) و همچنین زمان و مكان می تواند تغییرپذیر باشد به همین خاطر می توان آنها را مفاهیمی تكثرگرا، نسبی، منحصر به فرد و شخصی دانست كه به دلیل پاره ای از سفسطه ها و جهالت ها و سوءتعبیرات پیرامونشان در همه ی مذاهب و فرهنگها به مثابه یك تابو می باشند حال آنكه رفتار، روابط و تمایلات جنسی همچون دیگر غرایز انسان كاملا طبیعیست و این خود ماییم كه غیر طبیعی رفتار می كنیم چرا كه هر فردی از نظر بیولوژیك با جنسیت خاصی متولد می شود و تحت تاثیر عوامل بیولوژیك و خانوادگی و فرهنگی هویت جنسی یعنی زن یا مرد بودن خود را می پذیرد و سپس در اثر تعامل فرهنگی نقش جنسی سازگار با جنسیت خود را یاد گرفته و رفتار جنسی مطابق با جنسیت خود را بروز می دهد و از این جهت است كه سركوب كردن، سكوت و دیواری از ابهام كشیدن به دور مسائلی همچون سكس و مسائل جنسی و بالاخص عدم آموزش و داشتن برداشت صحیح و منطقی از آن برای یك جامعه ایجاد معضل می نماید چرا كه هر فردی از همان بدو تولد با سكس<font face="Times New Roman"> </font>به معنای جنسیت و سكسوآلیتی<font face="Tahoma"> </font>به معنای میل جنسی حداقل به منظور بقاء نسل در آینده مواجه و روبه روست و نیز به تربیت جنسی نیازمند كه متأسفانه این نوع تربیت از سوی والدین به دلیل نداشتن آگاهی لازم و عدم شناخت ضرورت اعمال آن در تربیت فرزند یا فرزندان مورد كم توجهی و یا بی توجهی واقع می شود بی آنكه این والدین دریابند ناآگاهی فرزند یا فرزندانشان در مورد سكس و مسائل جنسی چه صدمات و خسارات غیر قابل جبرانی را برای آنها و جامعه ی پیرامونشان در پی دارد و چگونه آن عدم آگاهی می تواند سرچشمه ی اضطراب، تنش های روانی و افسردگی شود و چه بسا بعضی از نوجوانان و جوانان برای غلبه بر چنین حالات نامطلوب روانی به خودكشی، سوءمصرف سیگار، مشروبات الكلی ، مواد مخدر و داروهای آرامبخش پناه برده و برخی نیز غریزه ی جنسی خود را همچون دشمنی سركوب نموده و به جای مراجعه به پزشك، مشورت با او و درمان خود جاهلانه با آن مبارزه می كنند چرا كه سكس و مسائل جنسی را گناه دانسته و از آگاهی یافتن و صحبت در مورد آن ابا داشته و شرم می كنند و بعضی از آنان نیز به دلیل داشتن شركاء جنسی متعدد دچار بیماریهایی نظیر ایدز و سرطان گردن رحم می شوند در صورتیكه اگر تربیت جنسی همچون دیگر انواع تربیت ها از سوی خانواده ها و جوامع جدی گرفته شده و با آموزش های صحیح و آگاهی های مطابق با سن و شرایط جسمانی و فرهنگ حاكم بر جامعه و اعتقادات مذهبی افراد همراه شود می تواند در نوع نگرش و نحوه ی عملكرد در مورد سكس و مسائل جنسی تأثیر چشمگیر و به سزایی داشته باشد و بنیان خانواده را مستحكم تر كرده و جامعه را ایمن تر سازد و بستر مناسبی را برای پرورش افرادی سالم مهیا كند چرا كه مجموعه عوامل حاكم بر فرد كه شامل انگیزه ها، علائق، تمایلات، احساسات، ارزش ها و تفكرات حاصل از فرآیند تربیت می باشد در جهت دهی رفتارهای جنسی انسان مؤثر خواهند بود و در آخر همراهم باشید تا در بخش بعدی این مقال ارتباط سكس با عشق و علت شكست روابط دو جنس مخالف را با هم به گفتگو بنشینیم<font face="Times New Roman">.</font> </font></p> text/html 2006-02-21T23:02:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی چه خیریست نهفته در غرب گرایی ما ایرانیها؟؟؟ http://marysheet.mihanblog.com/post/5 <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">در طول مدتی كه بحث دوستی،سكس و ازدواج را شروع كرده و دنبال می كنم با نظرات و انتقادات و ابهامات و سؤالاتی از جانب دوستان برخورد كرده ام كه قابل تأمل و بحث و بررسیست از این روست كه ابتدا لازم دیدم آن ابهامات و سؤالات پیش آمده را با پاسخهایی كه در این نوشتار به آنها خواهم داد برای دوستان و نیز شخص خودم حل و فصل و روشن كنم و سپس به ادامه ی بحث بپردازم چرا كه احساس می كنم پاسخ به این نظرات و ابهامات و سؤالات و سوءتفاهمات و سوء برداشتهاست كه موضوع قابل بحثم را هدفمندتر و منسجم تر می كند و به آن روشنایی و وضوح بیشتر می بخشد و دید خواننده را نسبت به آنچه كه مبحث مورد بحث ماست باز می كند و بغرنج بودن این بحران را كه سالهاست به طور جدی با آن در گیریم و روز به روز نیز با آن درگیرتر می شویم به او می نمایاند اما نخستین و مهم ترین مسأله ای كه در طی پی گیری و نوشتار این بحث فكر مرا به خود مشغول داشته انتقاد عده ای از دوستان است مبنی بر اینكه بنده ی نویسنده تنها بر طبق شرایط و جو حاكم بر ایران سخن می گویم و نوع برخورد و تلقی غرب و غربی را با مسأله ی مورد بحثم به فراموشی سپرده ام اما در پاسخ انتقاد این دوستان عزیز چند سؤال دارم كه ابتدا به طرح آن ها می پردازم و آن اینكه آیا تاریخ و مذهب و فرهنگ و تمدن ما با تاریخ و مذهب و فرهنگ و تمدن كشورهای غربی یكسان و مشابه است؟؟؟...آیا شرایط<span style="mso-spacerun: yes">  </span>جغرافیایی ،اجتماعی ،سیاسی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و اقتصادی حاكم بر كشور ما با شرایط<span style="mso-spacerun: yes">  </span>جغرافیای ،اجتماعی ،سیاسی و اقتصادی حاكم بر كشورهای غربی یكسان و مشابه است؟؟؟...به راستی چه چیزیست كه مابین ما و آنان یكسان و مشابه است و ما را به تقلید و تشابهی هر چه شبیه تر با آنها تشویق می كند؟؟؟...حكومتمان ،دینمان ،فرهنگمان ، علممان ،خیابانهایمان ، كوچه هایمان ،آثار باستانیمان ، شهرها و یا غذاهایمان!!!...به جرأت می توان گفت هیچكدامشان دوست من...خیلی خیلی می بخشید اما دستشویی های ما هم شباهتی به دستشویی های نوع غربی ندارند پس سؤال من این است كه چرا ما دوست داریم خود را به آنها نزدیكتر و متشابه تر<span style="mso-spacerun: yes">  </span>كنیم و كسانی را كه كوچكترین سنخیتی با ما ندارند الگو و مرجع تقلید خود قرار دهیم و كاش كه این الگوبرداریها و تقلیدهای ما از نكات مثبت و نقاط قوت آنها و بر اساس یك شناخت همه جانبه و آگاهانه از طرف ما بود اما افسوس كه تقلیدمان بدین گونه نیست و بلكه تقلیدیست كوركورانه و میمون وار و پوچ و ظاهربینانه<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و نادان منشانه كه آنها را مجهز می كند و به آنها شخصیت و قدرت می دهد و من را و تو را پوچ می كند و خالی تر از قبل زیرا آمریكای دیگری را ساختن و غرب دیگری را در رحم مادر شرق پروریدن هنر چندان بزرگی نیست چرا كه برای ساختن آمریكایی دیگر و زاییدن غرب دیگری به هیچ تلاشی محتاج نخواهیم بود جز انكار خود و تقلید و مصرف گرایی محض بودن كه حاصل جمع روندی كه در این طریق طی می شود مساویست با سقوط قطعی هر كشور با هر پیشینه و قدمتی كه داراست بنابراین چه خیریست نهفته در غرب گرایی ما ایرانیها چیزیست كه هرگز درك نكرده ام اما معتقد و مطمئن هستم اینها همه ضعفهای درونی و خودناشناسی ها و دون همتی های ماست كه به صورت غرب گرایی و تقلید و الگو برداریهای نا به جا و غلط بروز می كنند و مرهمی می شوند موقت و تخدیركننده بر زخمهای بی فكری ها و عقب ماندگیها و ناتواناییها و بی فرهنگی ها و لاابالیگریهایمان كه متأسفانه گاهی آنقدر غرب گرایی با زندگیمان آمیخته و مخلوط می شود كه آن را با روشنفكری و روشن اندیشی اشتباه می گیریم و یكی می پنداریم اما افسوس كه راهمان اشتباهیست اندر خم اشتباهی دیگر بنابراین چه خیریست نهفته در غرب گرایی ما ایرانیها چیزیست كه هرگز درك نكرده ام؟؟؟...</font></span></p> text/html 2005-10-28T23:10:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی دوستی،سکس،ازدواج http://marysheet.mihanblog.com/post/4 <font size="2"><p align="justify">همانطور که در بخش قبلی خواندیم متوجه شدیم که خانواده به عنوان خالق و به وجود آورنده ی فرزاندان با وجود همه ی تأثیراتی که از محیط پیرامون خود می پذیرد بیش از هر بخش و ارگان دیگری در شکل گیری پایه و اساس شخصیت فرزاندان خود(فردیت آنها)نقش به سزا دارد زیرا پیش از آنکه فرد با جامعه آشنا و روبه رو شود با کانونی به اسم خانواده آشنا و روبه روست از این روست که اساسی ترین عامل شکست و یا احتمالا عدم شکست دوستی ها و روابط مابین دو جنس مخالف خانواده می باشد.پس در این بخش و آخرین بخش از مبحث دوستی و روابط مابین دو جنس مخالف به بررسی اجمالی این عامل پرداخته تا در بخش بعدی موضوعات مورد بحثمان به بحث پر کشش و پر مخاطب و در عین حال دردسرساز سکس بپردازیم.اما آنچه که نقش خانواده را در این روابط پر رنگ و تاثیرگذار می سازد طرز رفتار و برخورد و میزان توجه و محبتیست که هر خانواده به خصوص در دوران بلوغ فرزندان در مورد آنان اعمال می کند که مجموع این رفتارها و برخوردها و میزان این محبت و توجه هاست که خواسته و ناخواسته شالوده ی اصلی شخصیت فرزندان یک خانواده را از لحاظ ذهنی،روحی،مذهبی،جسمی و غیره تشکیل می دهد و نوع احساس آنان را نسبت به جنسیت خودشان،جنس مخالفشان و همچنین جنس موافقشان تعیین و مشخص میکند و هویت آنها را می سازد و سوال من کیستمشان را پاسخ می گوید.اما متاسفانه همانطور که همه ی ما می دانیم روند تربیتی اکثر قریب به اتفاق خانواده های ایرانی یا بر اساس آزاد پروریهای آزاد غرب مآبانه و یا بر اساس محدودپروریهای محصور جاهلانه و سنت مآبانه و بر مبنای تبعیض های جنسی غیرمذهبی و غیر انسانی و ناروا و پوک و پوچ و بی مغز است که می توان تأثیر این دو روش تربیتی را بر جامعه ی اطراف به وضوح مشاهده کرد و مأیوسانه افسوس خورد و سبکبارانه آه کشید و غیر مسئوولانه از زیر بار مسئوولیتی سنگین شانه خالی کرد دریغ از اینکه کسانی به عنوان مادر و به عنوان پدر با کوتاهی و قصوری که در انجام مسئوولیتهایشان مرتکب شده اند فرزند یا فرزندانشان را در دامان آتش جهل و ناآگاهی خود سوزانده اند و انسانی پوچتر و ناآگاهتر از خود را به جامعه ی خویش تحویل داده اند و جامعه ی خویش را نیز تباه ساخته اند و وقتی جامعه که حاصل دسترنج تک تک خانواده هاست گرگیست در لباس گوسفند هم نسل من مکمل و نیمه ی گمشده ی خویش را چگونه می تواند بیابد.</p></font> text/html 2005-10-01T23:10:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی دوستی،سکس،ازدواج http://marysheet.mihanblog.com/post/3 <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">در قسمت قبلی مبحث دوستی،سکس،ازدواج پرسشی را مطرح نمودیم که در این قسمت به پاسخ به این پرسش خواهیم پرداخت که البته پیش از آن لازم می دانیم یک بار دیگر پرسش خود را مطرح نموده و سپس در صدد پاسخگویی به پرسش خود برآییم اما همانطور که می دانید پرسش ما از این قرار بود که چرا اگر زن و مرد مکمل یکدیگرند اغلب روابط دوستانه ی دختران و پسران ما به جدایی و شکست می انجامد؟؟؟</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span>...</span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">البته شاید پاسخ این پرسش تا حد زیادی در نظر شما خواننده ی عزیز روشن باشد و در این مورد نیازی به بحث و تکرار مکررات نداشته باشیم اما برای روشن تر شدن روند بحث بد نیست که نگاهی هر چند به صورت اجمال به عدم موفقیت در این نوع روابط داشته باشیم که با نگاهی هر چند سطحی و گذرا در خواهیم یافت اساسی ترین عاملی که نقش پر رنگی را در شکست و یا احتمالا عدم شکست روابط دوستانه ی دختر و پسر بازی می</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">کند خانواده است که در اینجا به بررسی این عامل مهم و تاثیر گذار در اینگونه روابط خواهیم پرداخت</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span>.</span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">اما شاید این سوال در ذهن شما دوست عزیزم نقش ببندد که چرا خانواده اساسیترین عامل شکست و یا احتمالا عدم شکست اینگونه روابط است(؟!)که در جواب این سوال شما باید بگویم پاسخ واضح است چرا که خانواده از آن جهت نقشش در اینگونه روابط پر رنگ و تا ثیر گذار است که مسئوولیت آموزش و پرورش،تادیب و تربیت،حفظ و نگهداری و تامین تمامی نیازهای مادی و به خصوص معنوی فرزندان خود را بر عهده دارد و چه بسا با یک لغزش کوچک در انجام مسئوولیتهای خطیرش ناخواسته شیطان بزرگی را در بستر خود بپرورد</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span>(!)</span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">اما ممکن است در اینجای سخن این اشتباه برای برخی پیش آید که من مسئوولیتهای فردی و خودسازیهای آگاهانه و ارادی</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">یک فرد را بی اساس دانسته ام که در این مورد هم باید بگویم اصلا اینطور نیست و من به هیچ وجه چنین قصدی نداشته و ندارم ولی با کمی تفکر می توان دریافت که طرز رفتار و نوع نگرش و سطح فکری و در عصر حاضر حتی اقتصادی</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span> </span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">یک خانواده که در مجموع فرهنگ آن خانواده را تشکیل می دهد پیوند و رابطه ای بس ریشه دار و عمیق با اساس شخصیت فرزاندان خود دارد پس حال که به نقش سازنده ی خانواده در شکل گیری پایه و اساس شخصیت فرزندان پی بردیم می توانیم به تحلیل این عامل پرداخته و تاثیرات یک خانواده را در شکست و یا احتمالا عدم شکست این روابط بررسی کنیم و بیان داریم</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span>.</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">ادامه دارد</span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"></span></p><p /> text/html 2005-09-10T21:09:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی دوستی،سکس،ازدواج http://marysheet.mihanblog.com/post/2 <font size="2"><p align="justify">چند ماه پیش داشتم مطالب وبلاگ یکی از وبلاگ نویسان رو مطالعه می کردم که یکی از مطالب این وبلاگ نویس به نام سکسهای یک شبه که به صورت سطحی و گذرا نگاهی اجمالی به این مسئله ی مهم و تاثیرگذار در جامعه انداخته بودند توجه ام رو به خودش جلب کرد به همین دلیل بد ندیدم مطلبی البته به صورتی تقریبا گسترده تر و عمیق تر تا اونجایی که حوصله ی شما و توان من اجازه بده در وبلاگ بگذارم و با هم به بحث و گفتگو بنشینیم اما اجازه بدید بحث رو از دوستی و روابط دختر و پسر شروع کنیم روابطی که چند سالیست بازارش رونق بسیار و طرفداران پر و پا قرصی دارد اما پیش از آن بگذارید ببینیم اساس و خمیر مایه و ریشه و هدف از برقراری این روابط چیست؟؟؟...ارضاء نیاز روحی عشق؟؟؟...قصد ازدواج و تشکیل خانواده؟؟؟...تنهایی،تفریح و تفنن و یا سکس و مسائل جنسی؟؟؟...کدامیک از اینها؟؟؟در این بین آنچه که بارز است این است که نیاز یگانه عامل و تنها قدم بشر است برای تشکیل و آغاز هر نوع پیوندی و هیچ پیوندی بدون عامل نیاز آغاز نخواهد شد و شکل نخواهد گرفت خواه این نیاز مادی باشد و جسمانی و خواه معنوی باشد و روحانی که البته آنچه که مسلم است این است که دوستی و پیوند و ارتباطی که محوری جز نیاز مادی و جسمانی ندارد دوستی و پیوند و ارتباطی اضطراری بوده و به محض رفع نیاز از بین خواهد رفت لذا چنین پیوندی هرگز جنبه ی انسانی و عاطفی نداشته و در افقی بالاتر و برتر از عوالم حیوانی قرار ندارد اما به هر حال بنا بر اصل نیاز شک نیست که هر کدام از جنسیت ها اعم از دختر و پسر در روابط دوستانه ی خود با یکدیگر ارضاء نیازی از خود را هدف قرار داده و دنبال می کنند که نوع نیاز در اینگونه روابط در نگاه هر کدام از جنسیت ها متفاوت است و معنا و مفهوم خاصی دارد که بنا بر تحقیقات روانشناسان در این زمینه از هر صد نفر پسر نود و هفت <font size="2">نفر از آنها سکس و مسائل جنسی را در روابط خود با یک دختر به عنوان نیاز اصلی و واقعی خود مطرح کرده اند و این در حالیست که از هر صد نفر دختر نود و نه </font><font size="2">نفر از آنها عشق و محبت و دوستی را به عنوان نیاز اصلی و واقعی خود در روابطشان با یک پسر مطرح می دارند که این خود می رساند که احساسات دو جنس مخالف نسبت به یکدیگر در وضع یکسان و مشابهی قرار ندارد زین حال با اینکه به هیچ وجه قصد نداریم به قصه ی سیب و هوس رنگ و لعاب طبیعی و اخلاقی و ذاتی دهیم بحثمان را از دیدگاه روانشناسی اجتماعی رها کرده و آن را از دیدگاه روانشناسی دینی ادامه خواهیم داد تا در یابیم ریشه ی واقعی این نیازها در کجاست و اصلا و اصولا این نیازها در کجا شکل می گیرد؟؟؟</font><font face="Tahoma" size="2">...همه ی ما می دانیم که زن و مرد از یک سرشتند اما نوع خلقتشان به حکم نوع مسئوولیتشان در زندگی متفاوت است و همین تفاوتها نوع نگرش و نیاز و تفکر و اخلاق و روحیاتشان را به گونه ای متفاوت از هم و خاص مسئوولیتهایشان قرار داده است که بسیاری از ما این تفاوتها را نادیده گرفته و به حکم برتری طلبی جنسی پوچش می شماریم در صورتیکه تفاوتهای زن و مرد تناسب است نه نقص و کمال جنسی خاص و همین تناسب پیوندشان را اگر پیوندی عقلانی باشد موجب تکاملشان قرار خواهد داد تا خلاء نقطه ضعفهای هر یک توسط برتریهای طرف دیگر پر و تکمیل شود اما درست همینجاست که یک سوال مهم مطرح میشود و آن این است که پس چرا اگر زن و مرد مکمل یکدیگرند اغلب روابط دوستانه ی دختران و پسران ما به جدایی و شکست خاتمه می یابد؟؟؟</font><font size="2"></font> </p><p align="justify">ادامه دارد</p></font> text/html 2005-08-17T21:08:00+01:00 marysheet.mihanblog.com مریم السادات هاشمی آغاز شیرین http://marysheet.mihanblog.com/post/1 <font size="2"><p align="justify">آغازی دوباره را آغاز میکنم و دست دوستی ام را به سویت درازتا آغازم را به خاطر دلبستگی هایم پایانی نباشد هر چند که همیشه پایانی خواهد بود برای تمامیه آغازهای بی پایان پایان پذیر من و تو...آری...خلاصه روزی می آیی و روز دگر خواهی رفت،دیر و زود دارد اما سوخت و سوز هرگز و کاش می شد آرزو کرد که هیچ آمدی را رفتنی نبود که این آرزو را هم هزاران هزار بار دریغ که نمی شود کرد با این وجود امروز را هم همچون دیروزی که <u>دل نوشته های یک دل </u>را برایت قلم می زدم آغازی دوباره را مهمان من هستی و مهمان تو هستم با اشک ها و لبخندهایی که هر دوی آنهاست نقشی از نقشهای زندگانی پیچیده و گاه در هم و بر هم ما که همیشه همسفرند با لحظه لحظه هایمان و آینده ی ما را ره توشه اند همین اشک ها و لبخندهایی که فقط و فقط و فقط باید بدانی <u>که بایستی به اشکهایش لبخند بزنی و بر لبخندهایش گریه کنی تا نه از اشکهای مکررش مأیوس شوی و نه بر لبخندهای اندکش مغرور </u>زین حال از تو میخواهم دستم را بگیری و قلبم را با خود ببری تا در دوباره ای دیگر آغازی شیرین را تجربه کنم.</p></font>