تبلیغات
::گفتمان و اندیشه::
::گفتمان و اندیشه::
پنجشنبه 2 آذر 1385

گپ و گفتی دوباره با دوستان

پنجشنبه 2 آذر 1385

نوع مطلب :نقد و بررسی، 

به نام خداوند جان و خرد

 

کز این برتر اندیشه بر نگذرد

 

خداوند نام و خداوند جای

 

خداوند روزی ده و رهنمای

 

در مطلب پیشین خود پیرو نظرات تنی چند از دوستان بحثهایی را پیش کشیدم که ابعاد مختلفی را در بر می گرفت و پوشش می داد از این رو هر یک از مخاطبین عزیز نظراتی را به بنده مبذول داشته اند که برخی دقیق و چند وجهی بوده و برخی یک وجهی چنانکه در این نظرات تنها به یکی از ابعاد مورد بحث توجه شده بود و دیگر ابعاد مسکوت باقی مانده بودند که این همان حکایت معروف فیل (نوشته های من) و اتاق تاریک (اینترنت) است که هر کس جزئی از فیل را درک می کند و جزء را کل می پندارد و از شناخت دیگر اجزاء بلکه از شناخت کل فیل غافل می شود هر چند که نمی توان استنباط و نظر این دسته را مطلقا نادرست خواند و نادیده گرفت و بدان بی توجه بود اما شوربختانه تر آنکه برخی دیگر در حالی نظرات خود را مطرح می کنند که ذره ای از صحبتهای مرا در نیافته اند و گاها حتی قصدی جز تخریب و توهین را دنبال نمی کنند با این حال تصمیم گرفتم ابعادی را که دوستان در بحث گذشته از آن برداشت نامناسب و تعبیر منفی داشته اند باری دیگر مورد بررسی قرار دهم و بعضی از سوالات دوستان را پاسخگو باشم و برخی از نظرات ایشان را تجزیه و تحلیل کنم که همچون همیشه سنجش و تفسیر مطالب را به عهده ی مخاطبین اهل تفکر و روشنفکر و متخصص این وبلاگ می گذارم چرا که خود را نه تنها متخصص ندانسته و نمی دانم و نخواهم دانست بلکه همیشه شاگردی هستم که تفکر را مایه ی تخصص دانسته ام نه تخصص را سرمایه ای برای تفکر و گواه مدعایم تک، تک آیات قرآنیست که همواره بشریت را به تفکر و تدبر تشویق و دعوت می نماید اما بگذارید بپردازیم به یکی از جملاتی که مورد بی مهری و بد فهمی بعضی از مخاطبین قرار گرفت و برداشت های غیر منطقی و نا متعارف فراوانی از آن شد در آنجا که پیرو نظر دوست و خواننده ی محترم وبلاگ امیر عزیز نوشته بودم : "اما مشکل ما در باب تفکر اسلامی محدودیتهاییست که یقین داریم این دین به ما تحمیل می کند و یا آزادیهاییست که یقین داریم این دین از ما سلب می کند که این دیدگاه از عدم شناخت صحیح دین ناشی می شود اما اگر نیک اندیشیده شود اکثر قریب به اتفاق این دو مصونیت هایی حتی از لحاظ علمی به اثبات رسیده هستند که از آسیب ها و مشکلات جدی اجتماعی، حقوقی، روانی، جسمی، روحی، خانوادگی و غیره ی بعدی قطعا پیشگیری نموده و جلوگیری می کنند" که دسته ای آمدند و این جملات را بر علیه اسلام گرفتند و دسته ای دیگر گفتند چرا از اسلام دفاع می کنی که اسلام چنین است و چنان است و خلاصه هر کسی از ظن خود شد یار من و در کمال تأسف عمق مطلب را در ظن خود بلعید و هضم کرد و از درون من نجست اسرار من در صورتیکه منظور بنده آن بود که مشکلی که برخی از ما با دین اسلام داریم این است که صلاحیت احکام و قوانین شرع اسلام را بدون داشتن شناخت عمیق و کافی از این دین و تنها با بسنده کردن به دیده ها و شنیده های پراکنده و مطالعات سطحی و یک جانبه ی خود و دیگران رد می کنیم و آنها را محدودیت و ممنوعیت و سلب آزادی تلقی می کنیم و سپس مطابق با همان نظرات و مطالعات پراکنده و غیر متمرکز و سطحی و یک جانبه ی خویش چنین حکم می کنیم که در دنیای امروز برای انجام احکام و قوانین اسلامی و در یک کلام دینداری دلایل علمی و عملی و معقولی وجود ندارد و بنابراین اسلام عملا کاربردی ندارد در حالیکه با شناخت صحیح احکام و قوانین اسلام و کاربرد درست و به جای آنها خواهیم دید که چگونه از بسیاری از آسیب های گوناگون اجتماعی، حقوقی، روانی، جسمی، روحی، خانوادگی و غیره ی بعدی مصون مانده و در زیر لوای اسلام و استفاده از نکات مثبت بلوکهای غرب و شرق و شمال و جنوب به آزادی دست یافته اگر مرادمان از آزادی آزادیهای یک دقیقه ای و بی بند و باری و بردگی جنسی نباشد.


ادامه مطلب...

شنبه 22 مهر 1385

گپ و گفتی با دوستان

شنبه 22 مهر 1385

نوع مطلب :نقد و بررسی، 

به نام خداوند جان و خرد

بی مقدمه می رم سر اصل مطلب>>>

مطلب اول :

امیر : سلام،بحث بسیار بزرگی را پیش کشیدی اما به نظر من باید بین دو نوع تفکر غربی و یا اسلامی یکی را برگزید.به نظرم بحثی را که داریم در برابرش مقاومت می کنیم هیچ راه دیگری جز انتخاب شیوه ی غربی نداریم.یا اینکه همان که هر دو جنس به سن بلوغ رسیدند با هم ازدواج کنند که (این هم) محال ممکن است.

نظر من : من اینطور فکر می کنم که با مطالعه ی عمیق و هدفمند و منصفانه و بی طرفانه ی اندیشه هاست که می توان درست ترین آنها را انتخاب کرد و گزیده ترین آنها را برگزید خواه این اندیشه ها نشات گرفته از غرب باشند و خواه از شرق بر آمده باشند اما مسئله ی مهم آن است که این اندیشه هایی که بر پایه ی زمان و مکان خاص و بر اساس مشی فکری و متد فرهنگی خاص و در جهت سود فرد یا گروهی خاص و بر محور شرع و عرف و جغرافیا و تاریخ و تمدن و آداب و رسوم خاص بنیان نهاده می شوند آیا خواهند توانست بدون اعمال هیچگونه دستکاری و تغییر با خط مشی فکری و متد فرهنگی دیگر به طور کامل سازگار شده و شیوه ی مناسبی برای زندگی کسانی باشند که در موقعیت زمانی و مکانی دیگری با شرعی دیگر و عرفی دیگر و جغرافیایی دیگر و تمدنی دیگر و آداب و رسومی دیگر زندگی می کنند و آیا نباید این اندیشه ها را با یک سری معیارهای منطقی خاص آن منطقه ی خاص مطابقت داد تا کارآیی لازم را داشته باشند؟؟؟...و آیا با این تفاسیر می توان انتخاب شیوه ی غربی محض و صرف و خالص را چاره ی کار دانست در حالیکه تحقیق نشان داده و تجربه به اثبات رسانیده است و می دانیم که اکثر قریب به اتفاق اندیشه های غربی اندیشه هایی تک بعدی، افراط گرا، فرد محور، یک سو نگر، مادی مسلک و لیبرال جنسی و پول پرست اند که توانایی جبران کاستیهای انسان غربی را نیز دارا نبوده اند حال چه خواهد شد وقتی این اندیشه ها همچون طبیبی به مداوای انسان شرقی مشغول شوند؟؟؟!!!...اما مشکل ما در باب تفکر اسلامی محدودیتهاییست که یقین داریم این دین به ما تحمیل می کند و یا آزادیهاییست که یقین داریم این دین از ما سلب می کند که این دیدگاه از عدم شناخت صحیح دین ناشی می شود اما اگر نیک اندیشیده شود اکثر قریب به اتفاق این دو مصونیت هایی حتی از لحاظ علمی به اثبات رسیده هستند که از آسیب ها و مشکلات جدی اجتماعی، حقوقی، روانی، جسمی، روحی، خانوادگی و غیره ی بعدی قطعا پیشگیری نموده و جلوگیری می کنند.بررسی نظرتان در مورد ازدواج را هم به بحث ازدواج از سری بحث های دوستی، سکس، ازدواج که در آینده ای نه چندان دور آن را نیز با هم به بحث و گفتگو خواهیم نشست موکول خواهیم کرد.


ادامه مطلب...

شنبه 28 مرداد 1385

تأثیر گذاری تفاوتها در روابط جنسی و عاطفی

شنبه 28 مرداد 1385

به نام نقش بند صفحه ی خاک


آنچه را که در این نوشته به بحث و بررسی و گفتگو خواهیم نشست آن است که ساختار جسمی، روحی و فکری زنان و مردان مشمول تفاوتهای بارز و غیر قابل انکاری است که دیدگاههای متفاوتی را پیرامون مسائل مختلف در آنها به وجود می آورد که البته عوامل تربیتی-محیطی نیز در به وجود آوردن این دیدگاهها نقش به سزایی داشته و بی تأثیر نیستند چرا که بسته به عوامل تربیتی-محیطی گاها ممکن است زنانی پرورش یابند با خصوصیاتی کاملا مردانه و همچنین مردانی پرورش یابند با خصوصیاتی کاملا زنانه که حالت فی ما بین این دو نیز غیر قابل تصور نیست یعنی ممکن است خصوصیات مرد یا زنی تلفیقی از خصوصیات موجود در هر دو جنس باشد و یا بنا بر طبیعت اولیه و عوامل تأثیر گذار ذکر شده ی ثانویه رفتار و خصوصیاتی مطابق با جنسیت خود بروز دهند که ما در اینجا به دلیل در اقلیت بودن دو گروه نخست مبنا را بر این پایه قرار می دهیم که به طور طبیعی زنان زنانه و مردان مردانه رفتار می کنند تا بتوانیم بحث را به صورتی ملموس تر دنبال نموده و ادامه داده و نتیجه گیری کنیم اما آنچه که در تفاوت این دیدگاهها مهم جلوه می کند تعریف و تفسیر و تعبیرات خاص و متفاوتیست که هر کدام از جنسیت ها اعم از زن و مرد بنا بر شرایط جنسی و تربیتی و محیطی خود از واژه های عشق و سکس و محبت و دوستی برداشت و درک و تلقی می کنند و نیز انتظارات متفاوتیست که این طرز تلقی ها در شکل گرفتن خواسته های جنسی و حتی روحی آنان به وجود می آورد که با شناخت دقیق و کامل این تفاوتها می توان از خیل کثیری از جدایی ها و مخاصمه ها و فرو پاش شدن روابط بین فردی و خانوادگی پیشگیری کرد و جلوگیری نمود چرا که بررسی هویت جنسی زن و مرد صرفا مطالعه ی دستگاه تناسلی و اجرای رفتار اجباری ناشی از آن نیست بلکه این نوع تفکرات است که عملکرد افراد را در هر جنبه ای تعیین و مشخص می کند زیرا قریب به اتفاق زنان بیشتر طالب رابطه ای رمانتیک و روحانی و غیرجنسی و سرشار از عشق و به قولی پاک و آرمان گرایانه و غیر واقع بینانه بوده و از آنجایی که عشق در زندگی زن اغلب نقش اول و اصلی را دارد و گاه چنان مسلط و غالب است که تمام زندگی یک زن وقف آن می شود به جرأت می توان گفت که یک زن به خاطر عشق و محبت است که تن به روابط جنسی نیز می دهد اما مردان طالب و خواهان رابطه ای هستند که یا صرفا میل گرسنه ی جنسی شان را سیر و ارضاء کند و یا به دنبال رابطه ای که تلفیقی از عشق به همراه لذت جنسی باشد که این بهترین نوع رابطه خواهی در مردان محسوب می شود چرا که عشق در مردان غالبا با سکس و مسائل جنسی وابستگی و پیوستگی تفکیک ناپذیر و تنگاتنگ دارد که این به آن دلیل نیست که قدرت جنسی زنان نسبت به مردان کمتر می باشد بلکه بدان علت است که بنابر شرایط خاص مذهبی-فرهنگی-تربیتی و دیدگاه سنتی و خاصی که در جامعه نسبت به جنس زن وجود دارد عوامل شرم، ترس، نفرت و اصول اخلاقی موانع جنسی هستند که در دختران زودتر و سریع تر از پسران رشد می کنند و پرورش می یابند که البته این درون گرایی زنان ناشی از طبیعت و سرشت ذاتی آنان نیست بلکه بیشتر به دلیل موقعیت اجتماعی و در واقع تبیعض ها و حقارت های وارده از طرف مردان بوده است هر چند که نمی توان به رضایت و خاموشی اکثریت زنان در قبال این ظلم بزرگ تاریخی خرده ای نگرفت و همچنین نباید فراموش کرد که عوامل متعدد و زیادی وجود دارند که می توانند این مسائل را تا حدود زیادی تحت الشعاع خود قرار دهند و در آخر با من همراه باشید تا با هم به تحلیل و بررسی و بر شماری انحرافات جنسی و ارتباط تمایلات جنسی با عشق و محبت بپردازیم. 

توضیح واضحات : شاید برخی با مطالعه ی این مطلب و مقایسه ی آن با مطلب قبلی فیلسوفانه چنین نتیجه گیری کنند که در مطلب قبلی آنجا که بنده عرض نموده ام "زن یا مرد بودن هیچكدام از ما مهم نیست بلكه مهم آن است كه تا چه حد و اندازه ای انسانیت در ما رشد یافته " با گفته های فعلی ام تناقضی اساسی دارد اما باید بگویم که بین این گفته ها با گفته های قبلی ام هیچ پارادوکس و تضادی وجود ندارد چرا که از نظر من شأن انسان و  انسانیت بالاتر و والاتر از هر مقام و جنسیتیست.


ادامه مطلب...

چهارشنبه 21 تیر 1385

دفاعیه

چهارشنبه 21 تیر 1385

نوع مطلب :نقد و بررسی، 

به نام خداوند جان آفرین

حكیم سخن بر زبان آفرین

من باب اعتراض عده ای از دوستان عزیزم به دسته بندیهای اینجانب لازم دیدم كه مسائلی را نخست برای خودم و سپس برای مخاطبین مخالف و نیمه موافق و موافق مطالب گنجانده شده در وبلاگم شفاف و روشن سازم و از این روست كه بایستی به عرض دوستان عزیز معترض برسانم كه دسته بندیهای من بر این اساس تنظیم نشده تا با قضاوتهایی سطحی و نادرست و غیر عادلانه و یا حتی عمقی و درست و عادلانه تهمتی را به ناروا به دیگران نسبت دهم و دادگاهی را قاضی شوم و بدین طریق بار گناهم را هر چند كه در بساطم جز گناه نیست سنگین تر كنم اما از آنجا كه معتقد هستم سخن و گوینده ی سخن و عمل و كننده ی عمل یكی و یگانه اند و همچنین چون اعتقاد دارم هیچكس مگر آنكه كلاهبردار و بیمار و شیاد و بزدل و دغلباز باشد بر خلاف طرز تفكر، نوع بینش و عقاید خود سخنی به زبان نمی راند و عملی را انجام نمی دهد پس این دسته بندیها چندان هم بدبینانه و غیر منصفانه نیستند و قضاوتهایی هم كه در مورد افراد زیر مجموعه ی این دسته ها شده است و می شود همه بر اساس و منطبق با شخصیت و چهره ایست كه خود از خود به جای گذاشته و ترسیم كرده اند نه از آن دست از قضاوتهایی كه بنده ی حقیر با برداشتی آزادانه و سطحی و بدون تفكر و تعمق و مشورت و آنالیز و از روی احساسات و غرض ورزیها و كینه های شخصی و یا حتی بالعكس آن ها به رشته ی تحریر در آورده باشم و نیز در پاسخ دوست عزیزی كه در جنسیت من به عنوان یك زن شك نموده و اینطور كه از لحن گفتارشان پیداست یقین داشته اند كه من مرد هستم و فرموده بودند كه زن نبودنم كاملا مشخص است هم باید بگویم هر چند كه دوستان وبلاگنویس خاص و محدودی هستند كه مرا به طور كامل می شناسند و با من ارتباطی تنگاتنگ و نزدیك دارند و می توانند گواهی باشند بر صدق گفتارم و هر چند كه معتقدم زن یا مرد بودن هیچكدام از ما مهم نیست بلكه مهم آن است كه تا چه حد و اندازه ای انسانیت در ما رشد یافته با این حال از آنجا كه به مریم نام بودن و جنسیت خود به عنوان یك زن یقین كامل دارم مشكلی برای اثبات حقانیت خویش به شما ندارم و در پاسخ سخن دیگرتان هم كه فرموده بودید بنده خیلی از خودم تعریف كرده ام نیز باید به عرض برسانم كه اگر بنده در جایی از متون گنجانده شده در وبلاگم عقیده ام را بیان كرده ام و یا هدفم را برای مخاطبینم روشن ساخته ام آیا این ها در قاموس شما تعریف و تمجید از خود نامیده می شود؟؟؟...




  • کل صفحات: 3
  • 1  
  • 2  
  • 3